در مصاحبه با روزنامه روزان
روزان- شما دادن این حق را به «جد پدری» در جامعه کنونی چگونه ارزیابی می کنید؟
نکته قابل توجه در این قانون اختیاراتی است که به جد پدری به موازات پدر داده شده است. این امر شاید در جوامع قدیمی که بیشتر به شکل گروه و قبیله زندگی می کرده اند توجیه پذیر بوده؛ در اصل جد پدری حکم رییس و ریش سفید یک قبیله و خانواده را داشته است.
در جامعه امروز ایران خانواده از شکل قبیله ای خود خارج شده و شکل هسته ای دارد.
خانواده عبارت از پدر و مادر و فرزندان است و فرزندان زیر نظر مستقیم پدر و مادر خود اداره می شوند. دخالت جد پدری در امور نوه خود خلاف عرف حاضر جامعه ماست.
و این در حالی است که مادر فاقد هرگونه اختیار قانونی در سرپرستی فرزند خود است حتا در زمانی که پدر فوت می کند. و متاسفانه می بینیم با فقدان پدر یکباره جد پدری با استفاده از موقعیت ضعیف مادر به لحاظ قانونی و با توجه به قدرتی که قانون به او داده است وارد سرنوشت نوه پسری خود می شود و نسبت به نگهداری و سرپرستی او تعیین تکلیف می کند حال آن که ممکن است اصلا صلاحیت این کار را نداشته باشد یا مصلحت کودک را درک نکند.
روزان – با این اوصاف مادر چه در زمان حیات همسر خود و چه در زمان مرگ او حق سرپرستی کودک را ندارد؟
مادر هیچ زمانی حق ولایت و سرپرستی نسبت به کودک خود ندارد. حتا حق باز کردن یک حساب بانکی به نام فرزند خود یا حق امضای اسناد ملکی و انجام معامله به نفع کودک را ندارد و حتی در انجام جراحی کودک نمی توان نظر مادر را پرسید. حتا اگر نه پدر و نه جد پدری زنده نباشند باز هم مادر نمی تواند امور فرزند خود را سرپرستی کند بلکه اداره سرپرستی و نماینده دادستان جایگزین پدر و جد پدری می شود و مادر پس از انتصاب به قیومیت فرزند خود که با اجازه دادستانی صورت می گیرد فقط با جلب نظر و موافقت نماینده دادستان حق دخل و تصرف در امور کودک را دارد و برای انجام هر معامله یا تجویز هر کاری باید موافقت آن نماینده را جلب کند.
باید دید که اگر حفظ مصلحت کودک مورد نظر قانونگزار است چرا از یک طرف اختیاراتی بی حد و حصر به پدر و حتا جد پدری داده می شود که با کشتن کودک خود هم قصاص نمی شود و تمام امور کودک را به لحاظ جانی و مالی در اختیار مطلق خود دارد و مادر که از قدیم دلسوز کودک شناخته شده این اندازه فاقد اختیارات قانونی در مورد فرزند خود است.
مادر فقط حق حضانت دارد یعنی حقی که به او داده می شود در اصل تکلیف است او نقش دایه کودک را ایفا می کند. حضانت یعنی نگهداری طفل.
روزان- اگر پدر حضور فیزیکی نداشته باشد یعنی خانواده خود را ترک کند و به خانه بازنگردد این قانون به چه شکلی اجرا می شود؟
از نظر قانونی فقط برای خانواده یک شخص مفقودالاثر پیش بینی هایی شده است اما زمانی که یک پدر با ترک وظایف خود، نسبت به سرنوشت کودک بی تفاوت باشد، هیچ قانونی تکلیف چنین کودکی را تعیین نمی کند.
او در بسیاری موارد زیر چتر حمایتی مادر قرار می گیرد اما می دانیم که مادر اختیار انجام امور قانونی فرزندان را ندارد. حتا در آموزشگاه ها و بیمارستان ها چه رسد در امور مالی و انجام معاملات اقتصادی.
به عبارتی فقط در زمان فوت کردن یا مفقودالاثر شدن ولی قهری بحث سرپرستی دادستان و قیومیت مادر مطرح می شود و وقتی پدر لاابالی باشد و از انجام امور کودک سرباز بزند و یا حتا خلاف مصلحت کودک اقدام کند می توان گفت که تقریبا هیچ کاری از دست مادر ساخته نیست.
بارها دیده شده که پدربزرگ املاک نوه خود را به ولایت فروخته و پس از رسیدن کودک به سن قانونی از پاسخ گویی ساده نیز سرباز زده است.
متاسفانه تعداد کودکانی که با چنین شرایطی بزرگ می شوند و به دلیل اختیار بی حد و حصر ولی قهری مادر از رسیدگی به آنها باز می ماند و یا با اقدامات خلاف مصلحت کودک از طرف ولی قهری کار موثری از او ساخته نیست کم نیستند.
روزان- چه تغییراتی با گذر زمان در این قانون اعمال شده و از نظر عرفی این قانون را چه طور می بینید؟
با گذر زمان و با وجود تغییر در روش زندگی مردم و حضور غیرقابل انکار و موثر زنان ما در اجتماع و با وجود نقش فعال آنها در امور کودکان متاسفانه هیچ تغییری در این قانون نداشته ایم هیچ تغییری.
و می بینیم عرف جامعه ایرانی از قانون ما جلوتر حرکت می کند.
عرف ما نقش ویژه ای برای جد پدری قایل نیست و در درجه اول پدر و مادر کودک را برای تعیین سرنوشت او دارای حق می داند. در جامعه ما از مادر در اداره امور کودک از جراحی و مداوای او گرفته تا آموزشگاه ها و مدارس و فعالیت های هنری و ورزشی او از مادر نظرخواهی می شود و خلا قانونی مانع از حضور پر رنگ زن ها در سرنوشت کودکان نمی شود هر چند زن ها این جایگاه خود را با سختی و با همت شخصی حفظ می کنند و در هر حرکتی با موانع قانونی بسیاری مواجه هستند.
روزان- شما فکر می کنید این قانون که براساس آن مادر حق ولایت بر کودک را ندارد و تنها در شرایط خاص حق حضانت دارد در چه بستری وضع شده است؟
شاید بتوان گفت که در زمان تاسیس چنین قوانینی، زن ها کمتر امکانات اجتماعی لازم برای سرپرستی کودکان خود را داشته اند و به اندازه امروز اجازه ورود به صحنه های اجتماعی و سیاسی و اجتماعی را نداشته اند. در چنین شرایطی قانونگذار و شارع برای حفظ مصلحت کودک حق ولایت را به پدر و جد پدری وی می دهد و شاید از نگاه دیگری بتوان گفت که روح این قانون خواهان آن است که حقی از طفل ضایع نشود زیرا در اثر استیلای نظام مردسالاری شاید مادر قادر نبود از طفل خود در مقابل تعرضات پیرامونی محافظت کند.
این در حالی است که امروزه زنان در عرصه های اقتصادی و اجتماعی فعال هستند و گاه حتا جلوتر از همسران خود حرکت می کنند. درآمد زنان افزایش پیدا کرده و مسئولیت پذیری آنها نسبت به کودکان خود در امور تربیتی و مالی بسیار بیشتر است. و اجرای این قانون در شرایط فعلی هدف قانونگذار را در حفظ مصلحت کودک زیر سوال می برد.
این مصاحبه در تاریخ دوم آبان ماه 1385 در روزنامه روزان منتشر شده است.


بیان دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته