مدت ها از زمانی که نوشتن به بخشی از دغدغه های زندگی من و به قسمت مهمی از آن تبدیل شده، می گذرد.

یادم نمی آید چه وقت و در چه برهه ای از این بخش از زندگی بریده ام. شاید هرگز اتفاق نیافتاده؛

 اما ف ی ل ت ر شدن وبلاگ اول و دیده نشدن آن در ایران، محو شدن وبلاگ دوم به دلایل فنی و چندپارگی زندگی من پس از مهاجرت انگار آرام آرام روح خمودگی و تسلیم شدن در برابر تنبلی ذهنی را در من تقویت کرده باشد که وقتی به خود آمدم مدت ها از نوشتن آخرین شعرم و مدت ها از نوشتن آخرین متن و مقاله و یادداشت و متن ادبی - که هیچ حرفش را نزنیم- گذشته بود.

این وبلاگ سرآغاز دیگری است تا تازه نفس تر از همیشه بنویسم.